تبليغاتX
ورارو (VARARO)
منوي اصلي وبلاگ
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
آر.اس.اس وبلاگ
مطالب تازه
تیپ شخصیتی من کدام است؟
بهارانه ای نو از سهراب که با حال و هوای امروزم هماهنگ ترست
بهارانه ای از سعدی
پیامبر بدون دست آفرینش اجازه ی نشر یافت!
انیاگرام
نیروی تائو ته چینگ2
شوربای مدیتیشن
نیروی تائو ته چینگ
یک روشن گری
نیم نگاهی به برگردان خانم الگا کیایی
نیم نگاهی به برگردان خانم آزیتا عظیمی از کتاب تائوی وین دایر
بادهای مخالف
می خزند بر آب، بدر ماه و مه- چند هایکوی بهاری:
درست نامه2
درست نامه
ویراست نوی کتاب تائو
آرشيو وبلاگ
اردیبهشت 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
خرداد 1389
دی 1388
شهریور 1388
تیر 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
طراح قالب
قالب بلاگفا

ورارو (VARARO)

روان شناسی فرافردی (Transpersonal Psychology)

نیم نگری بر کتاب "تیپ شخصیتی من کدام است؟"

نوشته ی خانم رنی بارون

 

 

 

 

 

 

 

برگردان آقای مهدی قراچه داغی

رنی بارون، با شیوه ی نگارشی خواندنی و طرح هایی زیبا و ساده، کتابی بس خواندنی فراهم کرده است. این نوشته ما را با 16 گونه ی شخصیتی میرز - بریگز که از گونه های شخصیتی یونگ برگرفته شده اند به خوبی آشنا می دارد. آقای قراچه داغی نیز کوشیده اند که برگردانی ساده از آن فراهم آورند ولی به گمان من این کوشش برای سادگی تا مرز پیش پا افتادگی پیش رفته است! دست کم پس از چهار چاپ این چشم داشت هست که پر از نادرستی های نگارشی (غلط های املایی) نباشد!

پوشینه ی (روی جلد) هر دو کتاب، هم پارسی و هم انگلیسی یکی است. طرحی گیرا و شاد که از همان آغاز به ما نوید می دهد که با کتابی آسان خوان و مفرح روبه روییم. کتاب، به آرامی و با طرح هایی ساده، گام به گام شخصیت شناسی میرز و برینگز را به ما می شناساند و با ساده ترین جمله ها از عهده ی این مهم برمی آید. دست کم این ویژگی بارز کتاب در چاپ انگلیسی است ولی شوربختانه کیفیت نامناسب طرح ها، اشتباه های برگردان و غلط های چاپی بی شمار آن (کاربردهای نادرست از، به و دیگر حروف ربط، محطاط و ...) کمی از لذت خوانش نوشته ی پارسی را می کاهد.

یک تیپ شناسی درست باید بتواند انگیزش های هر تیپ را نیز به درستی شناسایی کند که بازهم شوربختانه به واژگانی مانند نیازها (needs) و انگیزه ها (motivations) یا برانگیزاننده ها یا رانه ها (drives) در برگردان بهایی داده نشده است. نمونه ای از این اهمال کاری را می توان در برگزیده ی برگردان ایشان در زیر دید (رویه های 79 و 80 کتاب):

تیپ های شمی- احساسی (NF): آرمان گرا

NF ها دوست دارند خودشان و دیگران را بشناسند. آنها خود به خودی را دوست دارند و برای دنیای ایده ال تلاش می کنند.

ENFJ

دوستانه، جذاب، باپشتکار در اجتماع فعال است. در صحبت متقاعدکننده است، الهام بخش است، رهبری با جذبة فراوان است که به دیگران انگیزه می دهد. همدل، گرم، یاری رساننده و حمایتگر است. اشخاص را آرمان سازی می کند. مسئول است، آگاه است و هدف گراست (دو است نخست را می شد به قرینه حذف کرد!). سیاستمدار است.

ENFP

گرم، با روحیه، مفید، پذیرنده و مهربان است پر از اشتیاق و ایده های نو است. به آزادی بها می دهد. برای خودمختاری بهای فراوان قایل است. در برقراری ارتباط عالی است، خود به خودی دارد، مثبت است و به تفریح علاقمند است. فردگراست. از بینش و بصیرت فراوان بهره دارد.

INFJ

حساس، عمیق و گاه اسرارآمیز. به ارزشهای شخصی بها می دهد. زندگی درونی سرشاری دارد. از اهمیت و انسجام شخصی فراوان برخوردارست. خلاق، بکر و آرمان گراست. محطاط (محتاط) است، آرام و مهربان است. از تنهایی لذت می برد. با این حال به هماهنگی بها می دهد. مصمم و سخت کوش است.

INFP

مهربان، ذهن باز و آرام و موقّر. از مقررات، نظم و ترتیب، برنامه و ضرب الاجل دل خوشی ندارد. از یادگیری لذت می برد. تعهدات پراشتیاق دارد. به آرمانهایش علاقمند است. برای خود معیارهای سطح بالا درنظر می گیرد. می تواند دوراندیش و محطاط (محتاط) باشد.

INTUITING FEELING TYPES: (NF) IDEAL SEEKERS

NFs are motivated by a need to understand themselves and others. They value authenticity and integrity and strive for an ideal world.

ENFJ
Friendly, charming, enthusiastic, and socially active. Persuasive speaker and inspiring, charismatic leader who motivates others. Empathic, warm, helpful, and supportive. Can idealize people and relationships. Responsible, conscientious, and goal-oriented. Diplomatic and good at promoting harmony.

ENFP
Warm-spirited, helpful, accepting, and compassionate. Full of enthusiasm and new ideas. Values freedom and autonomy. Good at communicating and inspiring action. Creative, spontaneous, positive, and fun-loving. Individualistic, insightful, and perceptive.

INFJ
Sensitive, deep, and sometimes mystical. Single-minded regarding personal values and convictions. Has a rich inner life, and values personal integrity. Creative, original, and idealistic. Reserved, gentle, and compassionate. Enjoys solitude, yet has a strong need for harmony. Conscientious, determined, and persevering.

INFP
Devoted, compassionate, open-minded, and gentle. Dislikes rules, orders, schedules, and deadlines. Likes learning and being absorbed in own projects. Has passionate convictions, and drive for ideals. Sets high standards for self. Idealistic, sensitive, and creative. Can be reserved and contemplative.

و برگردانی که به گمان ام کمی درست تر می آید:

تیپ های شهودی - احساسی (NF): آرمان گرایان

NF ها با نیازی برای شناخت خودشان و دیگران برانگیخته می شوند. به درستی و یکپارچگی بها می دهند و برای جهانی آرمانی می کوشند.

ENFJ

دوستانه، جذاب، پر جوش- و – خروش، و فعال اجتماعی. سخن رانی برانگیزاننده و الهام بخش، رهبری فرمند که دیگران را برمی انگیزاند. همدرد، گرم، سودمند و پشتیبان. می تواند روابط و مردم را به شکل دلخواه درآورد. مسئولیت پذیر، وظیفه شناس، و هدف گرا. دیپلوماتیک و زبردست در هماهنگی ترقی دهنده.

ENFP

با روحیه ای گرم، سودمند، پذیرنده و مهربان. پر از اشتیاق و ایده های نو. به آزادی و خودمختاری بها می دهد. زبردست در فعالیت ارتباطی و الهام بخش. نوآور، خود انگیز، مثبت و علاقه مند به تفریح. فردگرا، بافراست و زودیاب.

INFJ

حساس، ژرف و گاه رازآگین. ساده اندیشی که به ارزش ها و باورداشت های شخصی بها می دهد. زندگی درونی غنی یی دارد و به یکپارچگی شخصی بها می دهد. نوآور، اصیل و آرمان گرا. کم گو، بزرگ منش و غمخوار. از تنهایی لذت می برد، با این همه نیازی شدید به هماهنگی دارد. وظیفه شناس، مصمم و با پشتکار.

INFP

فداکار، غمخوار، آزاداندیش و بزرگ منش. آیین ها، فرمان ها، برنامه ها و سررسیدها را دوست ندارد. یادگیری را دوست دارد و جذب در پروژه های خویش است. باورداشت های پرشور دارد، و به آرمان ها می گراید. استانداردهای والایی برای خویش می گمارد. آرمان گرا، حساس و نوآورست. می تواند خوددار و درنگنده باشد.

ادامه دارد...


نوشته شده در 91/02/14ساعت توسط محمّدرضا چنگیز |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مانده تا برف زمين آب شود/ مانده تا بسته شود اين همه نيلوفر وارونه چتر/ ناتمام است درخت/ زير برف است تمنای شنا كردن كاغذ در باد/ و فروغ تر چشم حشرات/ و طلوع سرغوک از افق درک حيات/ مانده تا سينی ما پرشود از صحبت سمبوسه و عيد/ در هوايی كه نه افزايش يک ساقه طنيني دارد / و نه آواز پری مي رسد از روزن منظومه برف/ تشنه زمزمه ام/ مانده تا مرغ سرچينه هزيانی اسفند صدا بردارد/ پس چه بايد بكنيم/ من كه در سخت ترين موسم بی چهچهه سال/ تشنه زمزمه ام/ بهتر است آن كه برخيزم/ رنگ را بردارم/ روي تنهايي خود نقشه مرغی بكشم


نوشته شده در 90/12/18ساعت توسط محمّدرضا چنگیز |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

    باد نوروزي همي در بوستان بتگر شود
    ناز صنعش هر درختي لعبتی ديگر شود
    باغ همچون كلبه بزاز پر ديبا شود
    راغ همچون طبله عطار پر عنبر شود
    روی بند هر زميني حله چينی شود
    گوشوار هر درختي رشته گوهر شود
    چون حجابی لعبتان خورشيد را بينی به ناز
    گه برون آيد ز ميغ و گه به ميغ اندر شود


نوشته شده در 90/12/18ساعت توسط محمّدرضا چنگیز |
سرانجام پس از ماه ها چشم به راهی، پیامیر اجازه ی انتشار گرفت.

سر آن داشتم تا برگردان پیامبر را به سان نبشته ی جبران همراه با دوازده پیکرنگاری از خود وی به چاپ برسانم. پس از رایزنی های فراوان با ناشر و برخی از دوستان، بر آن شدم که تنها دو پیکرنگاری را با برگردان همراه سازم که شگفتا یکی از آن دو هم اجازه ی نشر نیافت!

پس، پیامبر بدون دست آفرینش (واپسین پیکرنگاری از نبشته ی اصلی)، اجازه ی انتشار گرفت.


نوشته شده در 90/11/23ساعت توسط محمّدرضا چنگیز |

چند نکته پیرامون کتاب روان شناسی تیپ های شخصیتی نه گانه

ترجمه و تألیف دکتر پروین دقیقیان

 

 

 

 

 

 

 

 

باید یادآوری کنم که یک رونوشت از این نکته ها به رایانامه ی نویسنده فرستاده شده است. هر گونه پاسخی از ایشان به آگاهی خوانندگان گرامی خواهد رسید:

1.      به گمانم تلفظ درست Enneagram "انیاگرام" است. در برگردان "کار گرجیف" و برگردان کتاب ریزو "انیگرام"، در نوشته ی ایشان "اینیاگرام" (البته ایشان در کتاب گرجی اف، آن را به رمز برگردانده اند؟!- رویه ی 150)، در برگردان کتاب واگنر "اینگرام"، در برگردان کتاب پالمر، "اناگرام" آمده است و تنها در برگردان کتاب دانیلز و پرایس به ریخت "انیاگرام" نگاشته شده است!

2.      ایشان نام کتاب یا کتاب ها یا گرفتگاه های (مآخذ) اصلی را ذکر نکرده اند: تا آن جا که می دانم ایشان دست کم از اینترنت، ریچارد ریزو (خصوصیات شخصیت خود را کشف کنید) و کار گرجیف (نوشته ی کاتلین ریوردن اسپیت) بهره برده اند ولی بی آن که گرفتگاه و مطلب گرفته شده را ذکر کنند!

3.      در رویه ی 14 کتاب، ذن بودیسم در ردیف طالع بینی، فال گیری و "پدیده های رنگارنگ دیگر" قرار گرفته است که جای بسی شگفتی است!: حتا در روان شناسی ترادادی (سنتی) نیز بزرگانی مانند کارن هورنای و اریک فروم به ذن توجه ویژه ای مبذول کرده اند.

4.      از میان هشت نظریه ی شخصیت، تنها به نظریه ی روان کاوی (رویه ی23) اشاره شده است. در حالی که تقسیم بندی تیپ های شخصیتی بر اساس روابط اجتماعی (رویه ی 61)، هورنایی است تا فرویدی که به آن خواهم پرداخت.

5.      مثابه در رویه ی 30 به اشتباه "مشابه" درج گردیده است.

6.      در همان رویه و سطر پایانی نوشته اند: "به زبان روانشناسی، همه دارای نهاد پاک و سالم هستند." دست کم می دانیم که در نظریه ی روان کاوی که ایشان مطرح فرموده اند چنین نگاهی به نهاد انسان وجود ندارد. رویکردهای دیگر یا ساکت اند یا ممتنع. تنها در رویکرد انسان گرا- هستی گرا چنین نگاهی به انسان وجود دارد که به آن زبان روان شناسی نمی توان گفت!

7.      در ادامه ی همان جمله و در رویه ی30 و31 سطر نخست ترکیب "هستی وجود" آمده که کاملاً نادرست است.

8.      در رویه ی 35 سطر 12 فرموده اند که گرجی اف کتاب ندارد ("شخص گرجی اف آثار چندانی از قبیل کتاب، نوشته و یا چیز دیگریبه جای نگذاشته است") و این در حالی است که ایشان نویسنده ی کتابی درباره ی معرفی گرجی اف از نشر دانژه هستند؟! و هم چنین گرجیف نویسنده ی سه کتاب است: قصه های بلز باب برای نوه اش، دیدار با مردان برجسته و زندگی تنها آن هنگام راستین است که من هستم.

9.      در رویه ی 36 نام "نارانحو" به نادرست "ناراوو" نگاشته شده است! (کلودیو نارانحو یکی از بزرگان دبستان روان شناسی گشتالت است.)

10.   در رویه ی 54 سطر یکی مانده به آخر "می خواهد" به نادرست "می خواهند" آمده است.

11.  هورنای این گونه نظریه پردازی کرد که کودکان به خاطر وابستگی هیجانی و جسمانی به بزرگسالان- که توان ارزانی داشتن یا دریغ کردن عشق را دارند- اضطرابی بنیادین را شکل می دهند. اضطراب بنیادین به دشمنی بنیادین می انجامد، پاسخی هیجانی که کودکان برای به دست آوردن عشق و پشتیبانی پدر و مادر باید آن را سرکوب کنند. برای پیکار با این احساس شدید اضطراب و خصومت و به دست آوردن احساس امنیت، کودکان شیوه هایی مقابله ای را شکل می دهند که جزیی از شخصیت آنان می گردد. هورنای سه شیوه ی مقابله ی اصلی را شناسایی کرد: حرکت به سوی دیگران، حرکت علیه دیگران و دور شدن از دیگران.

 

 

 

 

همان گونه که در نکته ی شماره سه هم آمد. این تقسیم بندی (بر اساس روابط اجتماعی) هورنایی است نه فرویدی که توضیحی در این باره ذکر نشده است.

12.  در رویه ی 64، از خوش بینی و شایستگی به عنوان مکانیزم دفاعی نام برده شده است که نیازمند ذکر مدرک است چرا که این دو از سازو کارهای دفاعی نیستند!

ادامه دارد....

 


نوشته شده در 90/11/19ساعت توسط محمّدرضا چنگیز |

بخش دوم و پایانی

پرسش: می­توانید برای­مان نمونه­ای بیاورید؟

پاسخ: بسی از تائو با آب پیوند دارد. آب نرم­ترین چیزهاست، با این همه بس نیرومندست. ژرف دریا (اقیانوس) بی سر و سدا (صدا) رفتار می­کند چون توانشی (بالقوه) می­گذارد همه چیز در آن شاریدگی (جریان) داشته باشند. آن هماره نرمش پذیرست. نمی­توانید آن را دریابید (درک کنید). تائو درباره­ی دریابیدن (درک کردن) نیست بلک درباره­ی روا داری است، همانند آب.

پرسش: شما پدر 8 بچه، از 17 تا 40 ساله­، و پدربزرگ 5 نوه­اید. تائو چه گونه یاری­مان می­کند تا پدر و مادر بهتری باشیم؟

پاسخ: بفهمیم آنان به جای نادرست انجام دادن چیزی آن را درست انجام می­دهند. روزانه آنان را به یاد بزرگی­شان بیندازید. پیوسته بگذارید بدانند به آنان علاقه­مندید. لیک ناگزیر به رها کردن هم هستید. زبانزد "دیگر بس است" در تائو جایی ندارد. به عنوان پدر و مادر، باید بدانید چه هنگام در زندگی کودکان­تان پا درمیانی نکنید. باید بدانید چه هنگام فشار نیاورید و بگذارید اشتباه کنند و خودشان تصمیم بگیرند. کودکان­تان را در احساس­ها و کارهای مورد علاقه­تان درگیر کنید. ما به بچه­هامان آموخته­ایم تا بیاندیشند. ما اندیشه­های در حال راه رفتن ایشان را پذیرفته­ایم. آنان خندیدند لیک اکنون می­گویند آن یکی از پربهاترین چیزها در زندگی­شان بوده است. آن ها را در معرض ایده­های بزرگ بگذارید. بگذارید آنان شما را در حال انجام دادن کارهایی ببینند که دوست دارید. آن گاه احساس­های کودکان­تان را گرامی خواهید داشت هم چنان که رشد می­کنند.

پرسش: شما نوشته­اید که اندیشه­ها واقعیت را می­آفرینند. منظورتان چیست؟

پاسخ: ما چیزی هستیم که به آن می­اندیشیم. اگر به چیزی می­اندیشیم که آن را دوست نداریم، پس چرا شگفت زده می­شویم آن گاه که چیزی را که دوست نداریم در زندگی مان به جریان می­افتد؟ اگر درباره­ی چیزهایی بیندیشید که در رابطه­تان نادرست است، پس به جذب کردن چیزی که دوست ندارید ادامه خواهید داد... . حتا چیزی را که در خودتان و در کوکان­تان دوست ندارید. شما باید چیزی را که به آن می­اندیشید زیر نگر داشته باشید. آشتی آوران هرگز اندیشه­های­شان را بر چیزی که نمی­خواهند متمرکز نمی­کنند، ایشان اندیشه­های­شان را تنها بر چیزی متمرکز می­کنند که می­خواهند بیافرینند و بر چیزی که می­خواهند آشکار شود (این­ها همه بازگویی فیلم راز است).

پرسش: چه گونه این کار انجام می­شود؟ گمراه کننده به نگر می­رسد.

پاسخ: آفرین! زیرکی بفروش و حیرانی بخر (این گفت آوردی از مولاناست: زیرکی بفروش و حیرانی بخر/ زیرکی ظن است و حیرانی نظر). تائو می­گوید کوشش برای تصویر کردن کامل آن را متوقف کنید و تنها در حالتی از هیبت بمانید. آن گاه چه گونه توانید به خودتان علاقه­مند نباشید؟ بهترین راه نشان دادن عشق به خدا مهر ورزیدن به یک دیگر است. هنگامی که شمار بسندی از ما آن را انجام دهند، همه را دوست خواهیم داشت (به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست/ عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست).

پرسش: آیا این ساده لوحانه نیست؟

پاسخ: هنگامی که از این چشم انداز، روی چیزی بیاندیشید که شدنی است، آن گاه هماره امیدوارید. هماره می­دانید که راهی هست.

پرسش: شما بسیار از خدا یاد می­کنید، چه گونه تا این اندازه بی گمان (مطمئن) اید؟

پاسخ: هر کسی هزاران هزار یاخته دارد، سیارات ما لکه­هایی از نیرو هستند. خورشید 93 میلیون مایل  (هر مایل 35/1609متر) دورتر است. اگر آن دو فوت (هر فوت 12 اینچ و هر اینچ 45/2 سانتی­متر است) نزدیک­تر بود، می­سوختیم و اگر دو فوت دورتر بود، یخ می­زدیم. شما بخشی از آن هوش سازمان دهنده­ی بی­نهایت آفریننده­اید. 9 ماه نخست زندگی­تان همه چیز را به خدا واگذار کردید. نگران این نبودید که آیا کلیه­های­تان آشکار می­شوند. و شما در جهان آشکار شدید، و به کسانی واگذار شدید که گفتند: "ما آن را از این جا گرفتیم." و آن اشتباه­تان بود. وظیفه­ی شما این است که بدانید خدا اشتباه نمی­کند. چه گونه می­توانستید باور داشته باشید که برای خود شایسته نیستید؟ شما از آن هوش سازمان دهنده­ی بی نهایت آفریننده آمده­اید.

پرسش: چه گونه این چیزها می­تواند مرا خوش­بخت کند؟

پاسخ: جست و جوی خوش بختی را متوقف کنید. آن در یک شغل است. آن باشید. زندگی­اش کنید. آن را به بیرون بتابانید. آن گاه که ناگزیر باید میان مهربان بودن و درست بودن یکی را برگزینید، هماره بهتر است که مهربان باشید.

 


نوشته شده در 90/04/25ساعت توسط محمّدرضا چنگیز |

اگر تاکنون طعم شوربای مدیتیشن را نچشیده اید به شما پیشنهاد می کنم سی دی آموزشی مدیتیشن آقای الف. ک. کوهزادی را به تماشا بنشینید. مقدار متنابهی از یین و یانگ، چکره (چاکرا)، انواع لباس رزمی، سفیروت کابالا، موسیقی بودای مقدس، و ذکر اُم مواد لازم جهت تهیه ی این شورباست. توجه داشته باشید که ذکر اُم نه اوم (Om). آخه یکی نیست بگه دست کم جلوی دوربین تلفظ درست مدیتیشن و اوم رو یاد می گرفتی بعد. لفظ قلم حرف زدن ایشون هم که ما را کشت!

بگذریم از این که ایشون تکه ای از فیلم رو که در اون حتا نتونستن نیم لوتوس (نیلوفر) بنشینن رو تدوین نکردن! ما رو هالو گیر آوردی مرد حسابی یا خودت هالویی؟؟

پس از تماشای فیلم آموزش مدیتیشن ایشون چند نکته توجه مرا به شدت هر چه تمام تر به خود جلب کرد:

-          مکان هایی که ایشون در اون مدیتیشن کردن و مکان هایی که به اون توصیه فرمودن!

-          دکور برنامه به ویژه اون چهار تا شمع!

-          راست بودن ستون فقرات ایشون مخصوصاً از زاویه ی پهلو!

-          لباس رزمی و ذکر اوم نامه شیوایا!

-          اوقات مدیتیشن که توصیه فرمودن، علی الخصوص ساعت 5/10 شب که فرمودن آفتاب غروب می کنه!

-          لوتوس نشستن خودشون و جمع پیروانشون!

-          و در آخر مای تل نامبر ایشون!

ببخشید این نوشته زمین تا آسمون با نوشته های دیگم فرق داشت! ولی اگه این جوری نمی گفتم نمی دونم چی می شد.

وای داشت یادم می رفت. دلم می خواد بدونم از اون ده وضعیت دستها هنگام مدیتیشن که فرمودن چه کسی می تونه با وضعیت دهم مدیتیشن کنه؟؟؟؟؟؟؟؟

دوباره داشت یادم می رفت. مگه اسم اونی که در ورزش های رزمی انجام می دن و شکل دیگری از همین مدیتیشنه "ذن" نیست؟ اصلاْ به من چه؟

نویسنده آ می خور و رندی کن و خوش باش ولی

دام   تزویر    مکن   چون  بعضیها   مدیتیشن  را!


نوشته شده در 90/03/23ساعت توسط محمّدرضا چنگیز |

 در تارنمایwww.mindpowernews.com  به گفت و شنودی از دکتر وین دایر با دکتر لوری نیدل (نویسنده­ی "حس ششم". برای آشنایی با ایشان از روی مهر بنگرید به تارنمای www.Laurienadle.com) برخوردم که برگردان آن در این جا پیش کش علاقه مندان خواهد شد.

 نیروی تائو ته چینگ:

گفت و شنودی با دکتر وین دایر

گفت و گوی اختصاصی با پرفسور لوری نیدل

 

 

 

 

 

 

پرسش: تائو ته چینگ چیست؟

 پاسخ: تائو ته چینگ خردمندانه­ترین و پرنفوذترین [نامکی (کتابی) است] که تاکنون نگاشته شده است. 2500 سال پیش، در زمان کنفوسیوس به دست استادی چینی به نام لائو تزو نگاشته شده است. تائو راه زیستن با راستی را پیشنهاد می­دارد. به راستی، لائو تزو باور داشت که مردم نیازی به آسا (قاعده) ندارند تنها بچه­ها را برای بزرگ شدن پدید آورید و با تائو در پیوند بمانید.

 پرسش: آیا می­توانید درباره­ی تائو بیش­تر به ما بگویید؟

 پاسخ: شما می­توانید آن را یک ساعت و نیمه بخوانید. آن 81 چکامه را دربردارد. هر یک از آن 81 چامه با زیستن با خرسندی و آشتی آغاز می­شود. هنگامی که شما تائو را می­زیید، آرام می­شوید، به جای آن که درباره­ی آن سخن بگویید. تائو هیچ آسایی (قاعده­ای) ندارد. تائو چیزی نیست لیک چیزی را ناکرده نمی­گذارد— پادرمیانی (مداخله) نمی­کند. روا می­دارد و پیوسته می­آفریند.

 پرسش: شما بدون پدر بزرگ شدید، و کودکی­تان را در پرورشگاه سپری کردید، با این همه این نامک (کتاب) را به او پیش کش کردید. چرا؟

پاسخ: پدرم خانواده­ی ما را رها کرد. من هرگز او را ندیدم و یادی (خاطره­ای) از او ندارم. زیستن تائو، مرا توانمند می­سازد که مِهرم را تا او بگسترانم و از او برای کسی که بود سپاس گزاری نمایم. مردم چیزی را انجام می­دهند که می­دانند چگونه انجام دهند. اکنون می­دانم، این والاست.

پرسش: چگونه نگاشتن این نامک (کتاب) زندگی شما را دگرگون کرد؟

پاسخ: دو سال پیش، هنگامی که 65 سالگی را پشت سر گذاشتم، تائو را آغاز کردم. به نویسای­ام (منشی­ام) گفتم که همه چیز را می­فروشم. تائو به ما می­آموزد تا همه چیز را رها کنیم. همه چیز را به کار ببرید و ببخشید. من از آن دور بودم. اگر به همه­ی پوشاک­های­­تان نگاه کنید، در خواهید یافت که تنها 20 درصد از آن­ها را می­پوشید. شما بی کم و بیش80 درصد را نمی­پوشید. چیزی را بردارید و به گردش اندازید که دارید و به کار نمی­برید. آن را به کسانی بدهید که به راستی به آن نیاز دارند.

پرسش: چرا به شهود بنیادی­تان برای زیستن یک زندگی شاد پشت گرمی می­کنید؟

پاسخ: شهود مانک (یعنی) که دارید به سرچشمه­ی خود نزدیک­تر می­شوید. مانک (یعنی) که خدا دارد با شما سخن می­گوید. هم چنان که به خدا نزدیک­تر می­شوید شهودی­تر می­شوید. شادمانی راستین از دانستن این فرامی رسد که شما با بینش­های بسیار بزرگ­تری از خود (ego) کوچک و ناتوان­تان پیوند یافته­اید. آن دانش و بینشی درونی است که هر کسی دارد. شما به نقطه­ای نزدیک می­شوید که کاملاً می­توانید روی آن حساب کنید. هنگامی که دارم با کسی سخن می­گویم آن از میان ذهنم خواهد درخشید. شاید آن ندا دهنده در نوا اسکاشا باشد یا در ویسکانسین. نمی­دانم که مرد است یا زن. و من از آن کس درباره­ی نامی که در ذهنم درخشیده است خواهم پرسید. شهود هرگز نمی­گذارد از کار افتاده شوم. افرادی هستند که شهودی چیره دست­اند یا به راستی در خواندن آن گونه از درخش­ها و سهش­ها (احساسات) خوب­اند.

پرسش: تائو چه آساهایی (قاعده­هایی) برای یک زندگی شادمان پیشنهاد می دارد؟

پاسخ: تائو هیچ آسایی (قاعده­ای) ندارد. هنگامی که زندگی­تان را با آساها (قاعده­ها) می­گردانید (اداره می­کنید)، تائو را ترک گفته­اید. تائو از پادرمیانی نکردن سخن می­گوید و از درشتی نکردن. نمی­توانید تائویی باشید و دشمنی داشته باشید. هرگز دشمنی را به کار نبرید و من هم به همین گونه. هنگامی که درشتی (خشونت) را برای باز ایستاندن چیزی که دوست ندارید به کار می­گیرید، نسل تازه­ای از مردمانی می­آفرینید که آهنگ (قصد) دارند کسانی را پی­گرد نمایند که دهکده­ی پدر و مادرشان را بمباران کردند. هر بار که زور به کار می­برید، نیروی روبارویی (متقابلی) می­آفرینید. درباره­ی روشی بیندیشید که از دست قاصدک­ها رها (خلاص) می­شوید: با بیل بیرون نمی­روید و آغاز به زدن آن­ها نمی­کنید چون همه­ی آن توپ­های کرکین در هوا بلند می­شوند، و قاصدک­های بیش­تری به وجود می­آورند. درشتی درشتی بیش­تری را فرامی­آورد.

پرسش: چگونه می توانید بدون آسا (قاعده) و کانون (قانون) زندگی کنید؟

پاسخ: ما نیاز داریم تا با گونه­ای از کانون (قانون) درونی راهبری شویم که ما را به سرچشمه­ی همه­ی چیزها پیوند می­دهد. ما همه تکه­هایی از خداییم. ما باید برترین جایگاهی را در درون­مان بیابیم که می­خواهد ببخشد. تائو می­گوید که سرچشمه می­خواهد ما به چیزها روایی (اجازه­ی) بودن دهیم. شما باید دانه­ای را بکارید و آن را تنها بگذارید. گویا یک دادگزار (وکیل) بود که گفت ما ملتی از مردمان نیستیم، ما ملتی از کانون­ها (قانون­ها) ییم. ما ملتی از آساها (قاعده­ها) نیستیم. ما تکه­هایی از هستی­هایی هستیم که جایگاه برتری در درون خودشان و پیوستگی برتری با سرچشمه­ی همه­ی آفرینش دارند.

ادامه دارد...


نوشته شده در 90/03/23ساعت توسط محمّدرضا چنگیز |

در نخستین روز برپایی نمایشگاه امسال در بازدید از غرفه ی انتشارات عطایی از قضا دیدار با مترجم گرامی زندگی بر اساس حکمت تائو، سرکار خانم آزیتا عظیمی دست داد. برخی از نقدهایی که در این جا نگاشته ام و به یاد داشتم را به ایشان بازگو کردم و البته ایشان را به این وبلاگ بازبرد دادم. ایشان برخی مانند "چی کونگ" و "دست چپ و مغرب" و "یادداشت نویسنده" را نپذیرفتند و پاره ای مانند "لگالیسم" را پذیرفتند. درباره ی "چی کونگ" به کتابی اشاره کردند که به نام "کی کونگ" ترجمه شده است. من به ایشان گفتم که این "کوی کانگ" و اشتباه نگارش واژه ی انگلیسی آن را توجیه نمی کند. ایشان گفتند که به هر حال از این اشتباه ها رخ می دهد. درباره ی "دست چپ و مغرب" اصلاً به سازش نرسیدیم و منظور هم را درنیافتیم (که به گمان من از آن جا سرچشمه می گیرد که ایشان به گفته ی خودشان این نوشته را از روی سایت های اینترنت گرد آورده اند!). درباره ی یادداشت نویسنده هم بر این باور بودند که بخش یادداشت نویسنده چیزی نداشت! بنا به گفته ی ایشان، می توان چنین برداشت کرد که آن جایی که وین دایر می گوید: "من سفارش می کنم که هر کس جویای به دست آوردن بینش بزرگ تری نسبت به چامه های تائو ته چینگ است- چیزی که می تواند درک انگاره های فراهم آمده در این کتاب را ژرف تر کند- باید با نسخه ی جاناتان استار رایزنی نماید...". بیراه گفته است!

      هنگامی که درباره ی برداشت بدون نام بردن از گرفتگاه ایشان از کتاب تائو: راهی برای تفکر آقای پاشایی و هم چنین از برگردان "وی" و "وو وی" به "طبیعی" و "غیر طبیعی" سخن گفتیم، ایشان باز هم ابراز ناآگاهی کردند و گفتند این مطالب را از اینترنت گرفته اند و اگر من رایانامه ام را به ایشان بدهم ایشان گرفتگاه های خود را برای من بازگو خواهند کرد. هرگاه چنین کنند من آن را در همین وبلاگ نمایش خواهم داد. در پایان از ایشان خواستم تا ایشان هم برگردان مرا نقد کنند و خرده های شان را به آگاهی ام برسانند.


نوشته شده در 90/02/16ساعت توسط محمّدرضا چنگیز |

 

 

 

 

 

 

 

زندگی با حکمت تائو

نوشته ی وین دایر

برگردان الگا کیایی

در راستای بررسی برگردان های گوناگون کتاب تائوی وین دایر این بار نگاهی خواهیم انداخت به برگردان خانم الگا کیایی و کتابی را به نقد خواهیم نشست که به هیچ روی ویژگی های کتاب اصلی را ندارد. در هم سنجی با نوشته ی اصلی کاستی های فراوانی دارد و بی گمان می توان آن را بدترین برگردان در میان چهار برگردان کتاب وین دایر دانست!

1.      عنوان فرعی کتاب نه بر روی پوشنه و نه در درون کتاب نیامده است.

2.      اهداییه ی کتاب برگردانده نشده است.

3.      این  برگردان هم به سان برگردان پیشین فاقد بخش یادداشت نویسنده است.

4.      رویاروی بودن راست انگاری ها و چامه های تائو ته چینگ در نگر گرفته نشده اند.

5.      کتاب لائو دزو را یا باید به روش وید خواند یا به شیوه ی پین ین. اگر به روش وید بخوانیم آن را باید "تائو ته چینگ" بنامیم و اگر به شیوه ی پین ین، باید آن را "دائو ده جینگ" خواند. از این رو، نمی توان آن را "تائو ده جینگ" نامید (تازه آن هم به ریخت تائو دجینگ- بنگرید به رویه ی 11). نیمی به روش وید و نیمی به شیوه ی پین ین!

6.      در رویه ی 11 بی گمان "حرف الفبا" نمی تواند برابرنهاد برازنده ای به جای "کاراکتر" باشد. چرا که برای الفبا در انگلیسی alphabet را داریم نه character را.

7.      در چامه ی نخست این بند برگردانده نشده است: The Tao is both named and nameless. As nameless it is the origin of all things; as named it is the Mother of 10000 things.

8.      ایشان در برگردان چامه ی پنجم رواتر دیده اند که از خیر برگردان "سگان پوشالی" بگذرند و هیچ برابرنهادی برای آن نگذاشته اند.

9.      نکته ی بسیار شگفتی آور برگردان 74 چامه (البته ایشان هیچ نامی بر Verses ننهاده اند ولی با در نگر گرفتن روی 12 می توان گفت که ایشان برابرنهاد "قطعه ها" را درخور دانسته اند) از 81 چامه ی تائو ته چینگ است.

10.  فهرست گرفتگاه های دکتر وین دایر نیز در پایان کتاب نیامده است.

با بررسی بیش تر به روز خواهد شد...


نوشته شده در 90/02/15ساعت توسط محمّدرضا چنگیز |
درباره وبلاگ

این جا وادی فرافردی است. لطفاَ نقاب خود را بردارید!

موضوعات
عرفان (Mysticism)
هشیاری و حالت های دیگرگون هشیاری(Consciousness)
یوگا (Yoga)
گفت آوردها (Quotation)
واژگان فرافردی (Words of Transpersonal Psychology)
تائو ته چینگ (Tao Te Ching)
جاودانگی هر روز- دیپاک چوپرا(Everyday Immortality)
پیامبر- جبران خلیل جبران (The Prophet)
سینمای فرافردی (Transpersonal Cinema)
مدی تیشن (Meditation)
روان شناسی فرافردی (Transpersonal Psychology)
تمرین های شمنی (Shamanic Practices)
معرفی و نقد کتاب
پیشگامان روان شناسی فرافردی
پرسش و پاسخ